
انياني Eniani به معناي« پرسش و پاسخ» يا «نماز» مجموعهاي از سرودهاي عارفانه است و یکی از کتب مقدس منداییان محسوب می گردد . وقتي انياني را ميخوانيد و اگر معناي لغوي نام فرشتگان را بدانيد دنياي عارفانه مندائيان را بخوبي لمس ميكنید تا آنجا که شاید لذتي سراسر معنوي به شما دست بدهد چرا که این نماز نیز نجوایی سراسر عاشقانه و عارفانه است مابین عابد و معبود. بنده به دلیل آنکه نحله های این پرسش و پاسخ عارفانه بسیار سخت و تفسیر آن بسی سنگین است ، و آنقدر از نظر قدمت تاریخی کهن می باشد که فهم لغوی آن دشوار و شاید نه چندان مهم و نه زیاد همه پسند، صرفاً آنچه را که تعبیر استاد بزرگوار جناب آقای سالم چهیلی بوده است و برداشت خود از این تعابیر را در اینجا بیان می کنم. برخي نكات را از تحقيقات مندائي شناسها وام گرفته و برخي ديگر مجموعه استنتاجات خودم ميباشد. كتاب انياني به صورت توارثي و سينه به سينه در نسل روحانيون مندائي به جا مانده است. كليه متون به جا مانده و موجود در منازل مندائيان به وسيله قلم و دوات و بدون استفاده از ماشين چاپ تكثير شدهاند. هر روحاني يك جلد از این كتاب را و آنهم شايد به دست خط خويش و يا استادش، در اختيار دارد.
انياني يكي از شش كتاب اصلي مندائيان است، كتب ديگر عبارتند از :
1- گنزاربا(كتاب اصلي)، 2- سيد را ادا نشماتا(كتاب روانها)، 3- انياني(كتاب نماز) 4- مصبتا(كتاب غسل تعميد)، 5- قلستا(قوانين شرعيه و نکاح)، 6- سيدرا ادراشا يحيي(كتاب تعاليم يحيي).
ما نميدانيم سراينده انياني كيست؟ شايد يحيي تعمیدگر يا يكي از روحانيون عاليرتبه عصر يحيي سراينده اين كتاب باشند، ولي از تركيب سرودهها و ضماير بكار رفته در انشاء سرودها گمان ميرود كه سراينده انياني بيش از يك نفر بوده است.
زمان سرايش كتاب انياني به قرن اول يا اوايل قرن دوم ميلادي باز ميگردد، و بخشهاي آخر كتاب در قرون بعد تدوين گشته است. اسامي معلمين ديني كه در بخشهاي آخر آمده دليل اين مدعا است.
سرودههاي انياني موسوم به بوثه Botheh به معناي آيه ميباشد. انياني داراي 134 بوثه: آيه است و برخي آيات انياني در متون ديگر مانند گنزار با Genza rabba و سيدرا ادا نشماتا sidra ed nesmata آمده است. بخش بندي آيات انياني ملاك مراسم مندائيان است. آيات انياني در يك تقسيم بندي ساده به ترتيب ذيل است:
1- آيات رشامه(: وضوء). در هر وضو خواندن اين آيات اجباري است.
2- آيات تقديس فرشتگان: در هر نماز خواندن اين آيات اجباري است.
3- آيه برخيزيد برخيزيد
4- آيه وقت وقت رهمي است.
5- آيه ادقشش تفسيري سمبليك از خلقت آدم و جهان و فرشتگان.(آيه21)
6- آيه بتابان نور را، بتابان نور خداي بزرگ ازلي. (آيه23)
7- آيه مندا مرا خلق كرد.(آيه 34)
8- آيه ريحا اد باسم (بخوري كه خوشبوست). (آيه 35)
9- آيه هال هي قدمائي: خداوند ازل و قديمي .(آيه26)
10- آيات درفش 27 تا 34. و ادامه آن مربوط به درفش تا پايان 45.
11- آيات روزهاي هفته که از یکشنبه آغاز می گردد .
12- آيات پهثا (نان مقدس)
13- آيه نياكان پاك
14- آيات ممبوها (آب مقدس)
15- آيات اشكندا(شاگرد روحاني)
تشريح آيات انياني
انياني با آيات وضو و آيه ستايش فرشتگان شروع و بلافاصله به آيه درفش كه حاوي انديشه سياسي- تاريخي مندائيان است وارد ميشود. درفش مندائيان كه نمادي از زنده بودن ملت مندائي دارد داراي علامتي است كه گوياي شصت قبيله و خانواده مندائي و در مجموع اتحاديه قبايل است. درفش يا پرچم نماد حضور يك ملت است. همچون درفش كاوياني كه براي ملت ايران باستان گوياي حضور در روابط بينالملل داشت، درفش مندائيان نيز نشانه قدرت سياسي موعودي است كه از نظر آنان بايستي ظهور كند (این باور منداییان در طول تاریخ وجودی این قوم و دین بوده است که عاقبت روزی موعود ظهور خواهد نمود و تمامی قدرت سیاسی و سلطه را از دست ظالمین گرفته و به دست مستضعفین و مظلومان خواهد سپرد و این افراد ضعیف امروزی سلاطین و فرمانروایان آیندهء گیتی خواهند بود ، شاید دلیل این همه تحمل و شکیبایی تاریخی منداییان در طول دورهء وجودی خویش باور این موضوع و امید بستن به روز تسلط منداییان بر کرهء ارض باشد که اینها همه بنای وجودی فلسفهء انتظار را در آیین منداییت بنا می نهد).
واژه درفش Darafs از واژگان ايراني است و احتمالاً در زمان حضور مندائيان در حوزه امپراطوري ساساني متداول گشته است. در آيه درفش اشاره به پسر بچهاي بنام ارسافان مي شود كه قدرت را به دست گرفته و سه چشمه درخشش را به زانو در ميآورد. در تفسيري تاريخي،انطباقي معتقد هستم ارسافان همان كوروش بزرگ است كه با ارائه منشور آزادي اديان،مورد تقديس اديان بينالنهرين قرار گرفته است. ششلام ربا يا ششلام ييل نيز احتمالاً مصداق پادشاه ايراني است .به هر روي تقديس پرچم (درفش) يكي از اركان مراسم تعميد مندائي است و روحانيون به عنوان روساي ملت مندائي موظف به احترام و تكريم آن هستند. آيات روزهاي هفته بخش ديگري از كتاب انياني است كه از بوثه46 شروع ميشود. يكشنبه كه صورت يا برگردان نور والا است داراي قدوسيت خاصی میباشد و در بین منداییان از همان اهمیتی برخوردار است که روز جمعه در بین ما مسلمانان داراست. آيات روزها نجواهاي عارفانه و رمز آلودی است. يكشنبه از سوي مندا ادهيبي به زمين ارسال شده است. گويي يكشنبه يك موجود آسماني – نوراني است كه قرار است براي نجات بشريت يك مدد كار و ياور باشد. يكشنبه محافظ و نگهبان اشخاص برگزيده و نيكوكار است.
آيه 47 تقديس يكشنبه را تشريح ميكند:
«برخيزيد اي خفتگان كه خوابيدهايد»
«برخيزيد اي لغزش كنندگان كه لغزيدهايد»
« برخيزيد عبادت و ستايش كنيد خداي بزرگ را»
«و ستايش كنيد شكلش را كه شكل خداوند است كه»
«ميدرخشد و تفسير شده است در نور والا»
در جمله آخر، يكشنبه (مندا ادهيي) تمثيلي از شكل خداوند است.
در آيات بعدي كه آيات روزهاي هفته است به وقايع آسماني ميپردازد و اصليترين موضوع آن ستايش مندا ادهيي است. هر چند که به جرات ميتوان گفت كه تمام كتاب انياني در مدح مندا ادهيي است.
در برخی از این آیات تفسيري زيبا از كاركرد مندا اد هيي شده است. در آيه 55 كتاب انياني مندا ادهيي فرشته مجهز و نقاد و جزيي بين و دادگري است كه هيچ عمل كوچكي از ديد او پنهان نيست.
« اي مندا اد هيي هيچ بي گناهي در مقابل تو وجود»
« ندارد. ما بندگان گناهكار هستيم و تو سروري»
« هستي مملو از بخشندگي. وقتي تو با ما هستي»
« چه كسي ما را مغلوب ميكند. اگر تو ما را پاك كني»
« اي مندا اد هيي به روش دادگاههاي دنيوي ما را»
« محاكمه نكن....»
حادثه مهم و تاريخي كه در انياني آيات 72 و 73 (و آيات بعدي) تشريح شده همانا آمدن رسول به دنياي خاكي است. از درون جوانه بزرگ(آيه72) يك برگزيده نيكوكار بيرون جهيده و به عالم خاكي ميآيد. در آيه65 قبلاً آمدن مندا ادهيي را تذكر داده است. منداادهيي قرار است به دنياي خاكي بيايد و به انذار(ترساندن)روحانيون شهر اروشليم (روحانیون یهود) و تبشير مومنانش بپردازد. در آيه 65 آمده است:
« چه كسي ديد مندا اد هيي را وقتي كه به راه افتاد و»
«آمد به عالم.»
«او به راه افتاد و به عالم آمد.... پسر خداوند»
«(شرير)، و به آنها ميگويد: من كالايي براي»
«دوستدارانم آوردهام، من سخنان راستين براي »
«مومنين آوردهام»
«پسر خداوند» يك استعاره عارفانه در ادبيات مندايي است همچون استعارهها و واژههاي سمبليك كه در ديگر اديان بكار رفته است واژههايي از قبيل سرباز خداوند، خون خداوند، شمشير خداوند، عدل خداوند، مهر خداوند و .... همگي از اين دست هستند. پسر خداوند به معناي رسول خداوند يا فرشته خداوند ميباشد.
اما جالب است بدانيم در آيات بعدي، برگزيده نيكوكار يا همان مندا ادهيي در حوزه شهر اورشليم به ذبحها و آزارها و اذيتهاي فراواني مبتلا شده و انياني در آیه 73 در اين باره چنين ميسرايد
.... اما همه عالمها(روحانیون یهود) او را آزار ميدهند. وقتي كه ديد همه عالمها او را آزار ميدهند، چشمانش را بالا برد به مكان نور... درب نور را برايش گشودند و او را بالا بردند و به خداوند تكيه دادند.
در كنار فرود مندا اد هيي به زمين(در شكل نور والا، نگاه كنيد به آيه 77) اشاراتي به قلوت (نی،آیه155) و تور ماهيگري(صيادي، آيه99) و مندائي شدن يك دختر يهودي بنام مرئي Meree شده است(آيه 95) همچنين اشارهاي به بالا رفتن و عروج سه نفر شده است. مندا اد هيي بعد از اينكه شكافي در شريعت شهر اورشليم پديدار گشت روان سه نفر را به بالا ميبرد. در همين آيه(83) اشاره به مرگ شخصي ميشود كه شكاف در خانه(شهر اورشليم؟؟؟در اينجا خانه احتمالاً بيتالمقدس است)ايجاد كرده است. در آيه شماره99 تمام واقعه به زيبايي ترسيم مي شود:
آيه99 انياني :
«شكافي شكافته شد در تيبل(زمين)، رعد در»
«صيهون بزرگ به وجود آمد، موجودي كه شكاف را»
« ايجاد كرد نتوانست با (همه) قدرتش آن را مسدود»
« كند. ديگري كه با او بود يك بافنده تور »
« ماهيگيري بود، افكند تورش را براي كوچك و »
«بزرگ ماهيهاي كه قدرتشان ميرسيد تور را پاره»
«نمودند و خارج شدند، ماهيهايي كه قدرتشان»
«نميرسيد در زير سرب ماندند. در روزي كه»
«شكاف مسدود خواهد شد، در روزي كه ريزش»
«مينمايند چرخهاي آبياري، در روزي كه مسدود»
«ميشود، شما(اي) ماهيان، كجا خواهيد رفت؟»
«اي آنهايي كه حريصيد بر شلاق و حكومت، در»
«روز قضاوت چه خواهيد كرد؟»
«اي آنهايي كه ميپوشيد گل و ابريشم، به شخص»
«ترازو چه خواهيد گفت؟....»
اشاره به «شخص ترازو» دلالت دارد بر اعتقاد منداییان به معاد و عدالتی که خداوند در روز جزاء بر امتها روا می دارد، در اینجا نیز به شکلی زیبا شماتت و بیم دادن صاحبان قدرت و سلاطین ظالم (کسانی که بر شلاق و حکومت حریصند)دیده می گردد و به آنها یاد آوری می شود که عاقبت روزی در برابر میزان عدل الهی خواهند ایستاد.
دو موضوع بالايي كه از كتاب انياني تشريح و توضيح داده شد به نحوي با تاريخ مندائيان مرتبط بود. ارسافان (كوروش بزرگ) و آمدن منداادهيي به زمين از حوادث مهم تاريخي كتاب انياني است كه اميدوارم پژوهشگران جوان مندائي و غير مندائي به آن توجه بيشتری نمايند و از اين روش در تفسير و تحيلي متون مندائي بهره جويند. مسلماً نقد و بررسي تفسير ارائه شده موجب غناي ديدگاههاي صاحبنظران خواهد گردید و این تفسیرها هر چقدر بیشتر مبتنی بر اصول و واقعیت باشند ، دارای اعتباری بیشتر خواهند بود.
پهثا(نان) و ممبوها(آب مقدس) از عناوين ديگر مندرج در كتاب انياني هستند كه ميتوانند موضوع تحقيقي به حساب آيند.
نان نمادي از قوت لايموت مردم فقير گذشته باستاني و سدههاي مياني تاريخ بشريت است. در فرهنگ ديني تودههاي كشاورز و شهرنشين، نان از اين جهت اهميت قدسي يافت كه نزولات آسماني در بهبود مراتع و زمينهاي كشاورزي نقش اساسي و منحصر به فردي را ايفا ميكرد در اكثر مراسم مندائي نان(پهثا) و آب مقدس خورده و نوشيده ميشود. آب و نان نمادي از رزق،روزی و بركت الهي هستند. وقتي مندائيان نان و آب را ميخورند و ادعيه مربوط را ميسرايند، بيش از هر چيز قصد دارند از بركت خداوند تشكر و ستايش نمايند. تنها روحاني مندائي ميتواند نان را تكه نمايد و به تعميد شوندگان بدهد. اين به مفهوم تفويض اختيارات آسماني به روحاني است كه مفهومي آسماني در آن مستتر است و در واقع روحانیون را واسطهء فیض خداوند بر مردم عام می دانند.
حكومت آسماني از آن هيي(خداوند) است و روحاني نماينده حكومت آسماني بر روي زمين بايستي با نوشانيدن آب مقدس(آب رودخانه) و خورانيدن نان به مومنان بفهماند كه تمامي نعمتها و رزقها و روزيها متعلق به خداوند است و هر آنچه كه ارتزاق ميكنند و يا طبيعت را تسخير ميكنند و مال و املاك و ثروت بدست ميآورند متعلق به حكومت آسماني است (در قرآن مجید نیز در سورهء انفال به صراحت مالکیت هر آن چه که بر روی زمین و درون آن است را به خداوند نسبت می دهد).
به دو آيه اختصاصي براي نان و آب مقدس توجه كنيد :
آيه پهثا:
«(125) خداوند كامل است در درخشش و نور خودش و قائم شد نور بزرگ به وسيله پيروزيهايش و ستايش باد خداوند را».
آيه ممبوها(آب):
«(126) ساكن است خداي بزرگ در دوستدارانش ، دوستدارانش در مكان بزرگ نور و مكان مقدس پايدار و خداوند را ستايش باد».
كار كرد و مفهوم ديگر آب و نان مقدس، از دید منداییان و نیز بسیاری از ادیان ومکاتب دینی جنبه شفا دهندگي آنان است. آب و نان داراي قدرت شفا دهندگي هستند. نور در آنها ساكن شده است. نور هيي و عرش الهي اين دو را مقدس نموده و مخصوصاً آب از قدرت متافيزيكي بالايي برخوردار است.
آيه113 انياني:
«اي شفا دهندهاي كه دارويش آب است، »
«بيا براي دوستانت شفا دهنده باش...»
آيه119 انياني
«من سجده و ستايش نمودهام» «اواصر» را كه تكه»
«نمود» «پهثا» را براي اثرهاي پنهان اول كه در »
«قلبهايشان بياسايند.(آرامش يابند).»
سومين كار كرد آب مقدس و نان مقدس جنبه آمرزش خواهي و طلب غفران است:
آيه127 انياني
«خوب است خوب براي خوبان..................»
«ببخشاي گناهان و خطاها و حماقتها و لغزشها
و «اشتباهات آن كس را كه اين نان و مسقتا و طبوثا»
«(غذاي آيين دين) را آماده كرد.»
در كليه مراسم مندايي آب مقدس( آب رودخانه جاري) و نان مقدس خورده ميشود و اگر در آيه بالا(127) اسمي از آب(:ممبوها) نياورده به اين دليل است كه در متون ديگر تشريح گشته و روحانيون موظف به نوشيدن و نوشانيدن آب مقدس هستند.
براي درك بهتر و نزديك به واقع، برخي واژههاي مندائي مندرج در كتاب مقدس انياني توضيحاتي داده ميشود. ادعائي نيست كه تمامي معاني واژگان را دريافته باشیم ولي نزديكترين و سهلترين معاني كه در چارچوب فلسفه و عرفان مندائيي قرار داشته باشد را ميآورم.
هيي:haii
وقتي شما بوثه(آيه) «خداوند پيروز است» را در پايان هر بوثه ميخوانيد بايد متوجه باشيد كه معادل مندائي واژه خداوند، هييhaii است. هيي به مفهوم«زندگي»، «حيات»، «جان»، «حركت»، و خداوند است. مندائيان هر آيه را با جمله بشمه ادهيي: بنام حيات(بنام خداوند) آغاز ميكنند.
«بشمه ادهيي ربي» يعني: بنام حيات بزرگ كه در اين كتاب آمده است: بنام خداوند بزرگ.
مثال ديگر: بشمه ادهيي قدمائي يعني بنام حيات قديمي كه در اين كتاب آمده است: بنام خداوند ازلي.
هييhaii بالاترين مرتبه هستي است. او همان هستي متعال است. او خالق فرشته- آفريدگاران است. او يعني هييhaii جهان را از طريق سازمان فرشته و آفريدگاران خلق كرد.
همچنين او عناصر اصلي جهان مانند هواAYAR آِير، نورnhora انهورا و آب مقدس ،يردنا yardenai را خلق كرد.
نگاه كنيد به تمام آيات، آغاز و پايان هر بوثه: خداوند پيروز است: هيي پيروز است (حي زكن).
مندا اد هيي
: عرفان حيات: عرفان خداوند، دانش حيات: دانش خداوند
اين موجود يك پيامبر و فرشته آفريدگار است. مندااد هيي در اكثر آيات كتاب انياني ستايش ميشود. او زمين و اجزا آن را خلق كرد. مستشرقين مسيحي او را معادل روح القدس يا عيسي مسيح تصور كردهاند. مندائيان او را يك فرشته مجهز به دانش كه ميتواند در خلق جهان و مغلوب نمودن ظلمت مددكار هيي باشد تصور نمودهاند. منداادهيي شريك هيي نيست. او فقط مددكار است. مددكار عرش خداوند و مددكار بشريت. او رنج بشريت را درك نموده و با چشم تيزبين و منعقد خود اعمال خوب و بد انسانها را محاسبه ميكند.
ماري
: صاحب، ارباب، خداوندگار
اگر در برخي متون مندائي ادهيي با عنوان «پروردگارم» ذكري شده است به اين دليل است كه في الواقع او با اذن و اجازه هيي(خداي بزرگ ازلي) دست به تصرف در جهان و خلقت ميزند. يا به تعبير ديگر او (منداادهيي) به دليل دارا بودن دانش خاص خداوند از سوي مندائيان«پروردگارم» يا «صاحبم» ستايش ميشود. هر چند اين تذكر را بايد داد كه واژه ماري
به معناي صاحب، ارباب، خداوندگار ميباشد ولي نحوه بكارگيري اين واژه متفاوت است. يك رعيت وقتي به اربابش واژه ماري
بكار ميبرد به اين منظور است كه ميخواهد قدرت مالكيت زميني اربابش را با جلال بيان نمايد ولي هنگامي كه مومنين خداوند خود را ماري
خطاب ميكنند به معناي صاحب و خداوند است. اين موضوع براي پژوهشگران كه ميخواهند متون مندائيي را به زبان مندائيي تفهم كنند بسيار مهم است.
ملكا
: پادشاه، فرشته (ملک ؟؟؟)
در كنار نام فرشتگان يا شاهان واژه ملكا ديده ميشود. در حران گويثا(طومار يا متن تاريخي مندائيان) ميخوانيم كه:
«ملكا اردوان فرمانرواي آنان بود و با شصت هزار ناصورايي نجات يافتند از نشان هفت»
در اينجا ملكا به معناي پادشاه است و گزارشي از همسويي پادشاه اردوان با مندائيان را تشريح ميكند. اما در آيه ذيل ملكا
معناي فرشته است.
«شفا و پيروزي بر تو باد ملكا اواثر راما».
«شفا و پيروزي بر تو باد ملكا اپثاهيل بر زاهريئيل».
تفكيك پادشاه از فرشته بسيار سخت است. ولي يك نظريه ضعيف وجود دارد كه متون مندائي علاقه دارند تمام موجودات آسماني كه به زمين آمده و قدرت زميني و تجسد مادي يافتهاند را با صفت ملكا توصيف نمايد (شاید در قدمای این قوم به مانند آنچه که در ایران باستان رواج داشته و پادشاهان را فرستادگان پروردگار میدانسته اند و حتی واژهء ایزد ملک را برایشان منظور می کردند ، منداییان نیز فرمانروایان و سلاطین را پیک خداوند می دانسته اند).
اثريothri : فرشته آسماني، فرشته نوراني
اثري به معناي دقيق كلمه فرشته ناميده مي شود و بيانگر آسماني بودن موجودیست كه در كنار يك اسم آورده ميشود. برخي اسامي هم پسوند اثري دارند و هم پيشوند ملكا به همين خاطر است كه تفكيك اسامي آورده شده در انياني به دو گروه اثريها و ملكاها بسيار سخت است.
به طور مثال به اسامي ذيل دقت كنيد:
ملكا انش اثرا: انش هم ملكا است و هم اثري.
ملكا ياور گنزييل اثرا: ياور گنزييل هم ملكا است و هم اثري.
اثري othri از كلمه اثيرathir و ريشه آن اتر Eter يوناني به معناي اكسير، فضا و هواي پاك آسماني، موجود پاك آسماني ميباشد.
كشطا
: حقيقت، درستي
كشطا به معناي حقيقت آسماني است و بخشي از آسمان بالايي را شامل ميشود«كشطا شما را شفا دهد».
فيالواقع كشطا يك حقيقت آسماني است كه جز سپيدي و پاكي و نور در آن راه ندارد. به همين دليل در عرفان مندايي، حقيقت شفا بخش است.
عالم كشطا در هندسه هستي شناسي مندائيان در ابتداي عالم نور قرار دارد. شايد بتوان گفت كه عالم كشطا جاييست كه تمامي مثالهاي آسماني پديدهها در آنجا جاي گرفته اند. مندائيان اعتقاد به مثال آسماني دارند، آنها ميگويند: هر پديده زميني يك مثال آسماني در عالم حقيقت دارد. پديده زميني ميرا و فاني است و مثال آسماني حقيقي و ابدي است. در اين چارچوب آدم و فرزندانش انش و هيبل و شييتل و يا سام فرزند نوح و ... لقب اثري و ملكا ميگيرند. اين فرشتگان براي مدتي به عالم خاكي آمده و بعد از انجام دوره رسالتشان دوباره به عالم بالا عروج ميكنند.
يردناي
: رود اردن آسماني
مندائيان در دو هزار سال پيش در هنگامهء يحيي معمدان در رود اردن تعميد ميشدند. واژه يردناي از رود اردن اقتباس گشته است. اين واژه نشانگر تعلق جغرافيايي به حوزه اورشليم و كنارههاي رود اردن است. به نظر مندائيان يك يردناي آسماني به يردناي زميني وصل است. يا بهتر بگوييم مثال آسماني رود اردون همان يردناي آسماني است. مندائيان بايستي در رودخانهاي با آب شيرين به تعميد بپردازند. تعميد در آب شور، كثيف و لجن گونه باطل است. فرشته پرياويس
وابسته به مفهوم يردناي است. دو فرشته شلمي
و ندويnedvei نگهبان آب يردناي هستند.
شوا
: بد، شرارت، هفت بد، هفت سياره شوم
شوا نمادي از هفت شرير است. شايد نيم اشارهاي به انديشه تنجيمي ساكنان شهر حران باشد كه هفت سياره و دوازده منطقه البروج را ستايش ميكردند و براي ايشان معابد شش و هفت و ... ضلعي ميساختند. به هر روي متون اصيل مندائي صراحتاً ستاره پرستي را نفي كرده که نمونهء واضح این نفی را می توانیم در آیات 12 و 107 کتاب انیانی ببینیم و واژه شوا نیز خود دليل اين مدعاست .
روحا
: موجودي ظلماني، خداي ظلمت، دشمن نور
روحا و انديشه تنجيمي (ستاره پرستي) و ظلمت و پليدي و اغواگري(
) در يك رديف قرار دارند. ظهور انبياء دروغين و كساني كه ساحر و دجال و اغواگر بوده و ادعاي رسالت ميكنند از سوي روحا
سامان دهي ميشوند (موضوع قابل توجه در این مورد این است که بسیاری از مردم خوزستان ،بویژه مردم اهواز صبی ها را ساحر ،دعا نویس ،جادوگر و امثال اینها به شمار می آورند که یکی از دلایل این تفکر شاید عدم آگاهی و شناخت صحیح از این قوم توسط اهالی اهواز و نتیجتاً مرموز جلوه گر شدنشان با توجه به لباس غیر متعارف و خاص روحانیون و تفاوت نوع عبادت و ذبح و عقد و.... باشد ولی نباید فراموش کرد که برخی از منداییان نیز از این تشکیک و نوع نگرش همراه با ترس برخی از مسلمانان سوء استفاده نموده و بازار و کسبی جهت دعانویسی و رمالی و پیشگویی و... ایجاد نموده اند که اتفاقاً بعضاً درآمد بالایی نیز برایشان به دنبال داشته ولی در بین خود منداییان به این موضوع اعتقادی وجود نداشته و از نظر روحانیون مندایی نیز انجام این کار و اشتغال به دعانویسی و تسخیر در ماوراء الطبیعه کاری زشت و مذموم محسوب گردیده و مختص به پیروان شیطان و ارواح شیطانی می باشد).
نگاه كنيد به آيه84.
هوشبا
: يكشنبه مقدس
روز يكشنبه براي مندائيان مقدس است. در اين روز مراسم غسل تعميد اجرا ميشود. دلايل كافي براي تقدس روز يكشنبه در دست نيست ، اما فراموش نکنیم که یکشنبه در برخی از سایر ادیان زنده و مردهء گیتی هم مقدس شمرده شده است..
پدر
پدر نشانهاي از احترام براي هيي(خداوند)و سلسله مراتب آسماني است.
پدر يك لقب آسماني با ويژگي«موهبتي احترام برانگيز و ستايش شونده» است.
«خداوند پيروز است» مندائي« «هيي زكن»
"خداوند پيروز است"( حيات پيروز است) حكايت از رستاخيز و عاقبت اخروی هر عمل است. در پايان هر آيه اين جمله تكرار ميشود. تكرار بيش از حد اين جمله تذكر به روحانيون و مومنيني است كه خداوند بر تمام اعمال شاهد و ناظر است. يا به تعبير ديگر به روحانيون تلقين مي شود كه:" شما در محضر خداوند هستيد و كسي از حضور او نميتواند غايب گردد".فراموش نکنیم که در کلیهء مذاهب گوناگون دین مبین اسلام نیز در پایان هر کدام از سوره های قرآن مجید ، از جملهء تاکیدی صدق ا...( العلی) العظیم استفاده می گردد که نشانه و تاکیدی است بر صدق وعده و گفتار خداوند و نیز آسمانی بودن و دست نخوردگی این آیات.
شفا دهنده و ناجي
منداادهيي
فرشته مجهز خداوند شفا دهنده تمام بيماران و محرومان است. در عهد جديد(اناجيل و نامهها) عيسي مسيح شفا دهنده و ناجي است ليك در انياني و ديگر متون مندا ادهيي مسئوليت نجات و شفا دهندگي و رستگاري را به عهده دارد. همين شباهت است كه برخي مندايي شناسها شخصيت منداادهيي را با عيسي مسيح(عليه السلام) برابر ميدانند. في الواقع شفا و پاكي و درستي متعلق به كشطا
است كه منداادهيي با اذن خداوند آن را به بشريت هديه ميكند. او زايل كننده رنج بشريت است.
پهثا
: نان
حمرا
: شراب
ممبوها
: آب مقدس
نان در اكثر مراسم مندائي به نشانه نعمت آسماني خورده ميشود. نان مقدس است، و بايستي پس از قرائت آيات نان خورده شود. حمرا يا شراب مخلوطي از چند دانه كشمش و آب است كه مندائيان آن را در آيينهاي خود مينوشند(این آب و این چند دانهء کشمش به صورت کاملاً خام مصرف شده و در همان زمان اجرای مراسم تهیه گردیده و هیچ ارتباطی با شراب الکلی ندارد،چرا که شراب الكل دار در دين مندائي حرام بوده و جزو نازل کننده های پاکی محسوب می گردد). ممبوها يا آب مقدس همان جرعهاي از آب رودخانه به نشانه آب رودخانه اردن(يردنا) در تعميد عروسي و تاجگذاري روحانيون نوشيده ميشود.
درب مقدس مكان مقدس
شايد منظور درب بزرگ خانه خداوند در آسمانها باشد. آستانه اين درب و محيط بيروني آن نيز مقدس است. گويا هزاران فرشته در اطراف اين درب قرار دارند. و فرشتگان عاليرتبه به درون خانه خداوند رفت و آمد ميكنند.
جوانه بزرگ، كيمصا
كميصا به معناي خلقت و شكل گيري خلقت از حالت جنيني يا جوانه تا پديدار شدن است. از درون جوانه بزرگ يك موجود عاليرتبه يا فرشته و شخص نيكوكار پديدار گشت. شخصي نيكوكار به راه افتاد و به دنياي خاكي آمد و پس از رنج فراوان به آسمانها رفت. رنج او رنج بشريت بود. جوانه بزرگ از درون يردنا شكل گرفت. يك رابطه زماني- تاريخي بين جوانه بزرگ و شخص نيكوكار و رسالت شخص نيكوكار و سپس آزار مردم اورشليم بر شخص نيكوكار و سپس عروجش به آسمانها وجود دارد. در تفسير اين آيات اعتقاد دارم مصداق چنين موجودي بايد يك پيامبر باشد. بر اساس متون مندائي و دقت در آيات 73، 84، 85 شاید بتوان گفت که منداادهيي مصداق آن است (یکی دیگر از دلایل مندایی شناسانی که مندا ادهیی را حضرت عیسی مسیح می دانند متن همین آیات و اشاره به آزار و اذیت فرد نیکوکار توسط مردم اورشلیم و عروج او به آسمانهاست).
تنا
: حرارت، گرماي آسماني
حرارت و گرمايي كه موجب خلقت موجودات آسماني ميشود که در آیات 130، 104 بطور واضح و روشن بدان اشاره گردیده شده است.
برگزيده نيكوكار
برگزيده نيكوكار طبق نص صریح آيات72 تا 77 در نقش يك رسول از درون جوانه بزرگ به زمين آمده و با تعاليم خود در حوزه شهر اورشليم مومنان خود را جذب كرده و پس از تحمل رنج و آزار از سوي مخالفينش به سوي آسمانها رفته و به خالقش ميپيوندد. او شفا دهنده نجات دهنده و منجي رستگاري است. او در جامعهاي با اقتصاد شباني و صيادي پيرامون خود را گزينش كرده بود.